ذبيح الله صفا

1294

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

شعراء معروف قرن هشتم است كه ازو آثار نسبة زيادى در دست داريم . وى اصلا از مردم نخشب يا نسف ( نزديك سمرقند ) بود و از آنجا در روزگار جوانى بهندوستان رفت و در شهر بداؤن سكنى گزيد و بسال 751 درگذشت . ضياء نخشبى زبان سانسكريت را فراگرفته و توانسته بود بعضى از كتب را از آن زبان بپارسى درآورد و يا آنها را منشاء برخى از تأليفات خود قرار دهد . ارتباط او از ميان سلاطين مسلمان هند با پادشاهان خلجى بوده و بعضى از تأليفاتش بنام قطب الدين مباركشاه خلجى ( 717 - 721 ه . ) است . نخشبى مردى زهدپيشه و صوفىمشرب بود و در بعضى از آثار او نشانهايى از افكار صوفيانه ديده مىشود . از آثار اوست : 1 ) سلك سلوك كه از يكصد و پنجاه بند يا قسمت پديد آمده و هريك از آنها معنون به « سلك » است . اولين آنها دربارهء بعضى از مسائل تصوف و باقى در شرح صفات و خصائل صوفيان و نيز مشتمل بر حكايات مشايخ و كلمات آنانست . همهء اين قسمتها كوتاه و بعضى از آنها مقصور بر چند سطر است . 2 ) طوطىنامه . اين كتاب كه از جملهء داستانهاى معروف در ادبيات فارسى است اصلا مأخوذ است از ادبيات سانسكريت و در مبداء از هفتاد افسانه پديد مىآمد و بنا بر آنچه ضياء نخشبى مىگويد دانشمندى پيش ازو آن را بپارسى مصنوع متكلّفى درآورده بود و عبارت او چنان دشوار بود كه خواص هم از آن بهره‌مند نمىتوانستند شد و يكى از بزرگان زمان نخشبى را مأمور كرد كه آن را كوتاهتر و پيراسته‌تر سازد و او بعد از آرايش و پيرايش و اصلاح و تهذيب و انتخاب مجموعا پنجاه و دو داستان را برگزيد و بابيات و اشعار آراست و طوطى نامهء نخشبى ازين راه پديد آمد و در سال 730 هجرى پايان يافت چنان كه نخشبى خود گفت : ز هجرت هفتصد و سى بود آن شب * كه اين افسانها كردم مرتّب از آن افسانها در خواب خوش خفت * ضياء نخشبى كافسانه مىگفت موضوع اين كتاب سرگذشت زنيست خجسته نام كه شويش طوطيى گوياور ازدان